هنگام جنگ چیکار کنیم؟(محافظت از خود در برابر جنگ)
جنگ، تجربهای است پرتنش، غیرقابلپیشبینی و گاه ویرانگر. اما حتی در میان دود و آتش هم میتوان با آگاهی و آمادگی، از خود و عزیزانمان مراقبت کنیم. این مقاله به شما کمک میکند تا در زمان وقوع جنگ تصمیمهای درست بگیرید، جانتان را نجات دهید و پس از آن، دوباره زندگی را از نو بسازید.
آنچه در این مطلب خواهید آموخت...
اقدامات فوری در لحظات شروع جنگ:
در دقایق اول جنگ، جان انسانها به تصمیماتی بستگی دارد که در عرض چند ثانیه گرفته میشود. در این زمان، سرعت عمل و تمرکز از اهمیت حیاتی برخوردار است.
1) یافتن پناهگاه ایمن:
به مکانهای مرکزی، بدون پنجره و دارای دیوارهای مقاوم پناه ببرید. راهرو، سرویس بهداشتی، زیرزمین یا پلههای داخلی ساختمان میتوانند گزینههای خوبی باشند. اگر در فضای باز هستید، سعی کنید خود را به پارکینگهای عمومی یا محلهای سنگی مستحکم برسانید.
2) ایمنسازی محل زندگی:
اگر فرصت دارید، گاز، برق و وسایل قابل اشتعال را قطع کنید. اشیای سنگین یا شکستنی را از اطراف بردارید. یک محیط امن در خانه ایجاد کنید تا هم از آسیبهای ثانویه جلوگیری شود، هم فضای امنتری برای همراهانتان فراهم گردد.
3) چسبزدن شیشهها برای جلوگیری از پراکندگی خردهشیشه:
اگر هنوز فرصت دارید و خطر بلافاصله شما را تهدید نمیکند، پنجرهها و شیشههای بزرگ را با چسب نواری پهن به شکل ضربدری یا شبکهای بپوشانید. این کار باعث میشود در صورت انفجار یا لرزش شدید، شیشهها بهجای اینکه خرد و پراکنده شوند، تا حد زیادی سر جای خود بمانند یا با حداقل پخششدگی بشکنند. این اقدام ساده میتواند از ایجاد جراحات جدی جلوگیری کند، بهویژه اگر در خانه کودکان یا سالمندان حضور دارند.
4) کنترل ترس و مدیریت احساسات کودکان:
کودکان بسیار حساساند و ترس والدین را خیلی سریع جذب میکنند. سعی کنید آرام صحبت کنید، آنها را در آغوش بگیرید و با جملاتی مانند «الان اینجا امنه و من مراقبتم» به آنها حس امنیت بدهید.
5) دسترسی به کیف بقا:
اگر کیف اضطراری آماده کردهاید، آن را در کنار خود قرار دهید. داخل آن باید آب آشامیدنی، غذاهای خشک، چراغ قوه، دارو، مدارک شناسایی و مقداری پول نقد باشد. اگر ندارید، هرچه سریعتر وسایل ضروری را در یک کیف کوچک جمعآوری کنید.
امنترین نقاط خانه در زمان جنگ یا حملات هوایی:
در شرایط بحرانی مانند جنگ، حملات هوایی یا موشکی، خانه میتواند هم پناهگاه باشد و هم خطرناک، بسته به اینکه کجا پناه بگیرید. بسیاری از آسیبهای جنگی، نه مستقیماً از انفجار، بلکه از ریزش شیشهها، آوار، شعلهور شدن گاز یا برق و حتی ترکشهای ناشی از اجسام داخل خانه اتفاق میافتند. به همین دلیل، شناسایی نقاط امن خانه پیش از وقوع بحران، میتواند جان شما و خانوادهتان را نجات دهد. در ادامه، مهمترین و امنترین مکانهایی که در اغلب خانهها وجود دارند معرفی شدهاند:
1) داخلیترین اتاق خانه:
مثل انباری، راهروهای مرکزی یا سرویس بهداشتی که پنجره ندارند و به دیوار خارجی راه ندارند.
2) زیرپلهها (در صورت بنای محکم):
اگر سازهی پلهها مقاوم باشد، فضای زیر آن جای نسبتاً امنی برای پناه گرفتن است.
3) کنار دیوارهای باربر و داخلی:
این دیوارها احتمال فرو ریختن کمتری دارند و در صورت انفجار، نسبت به دیوارهای خارجی ایمنترند.
4) کف زمین، به حالت درازکش و با محافظت از سر:
نشستن یا ایستادن خطرناک است. بهترین وضعیت، دراز کشیدن در امتداد دیوار با بالش یا دست روی سر است.
5) پناه گرفتن زیر میزهای سنگین یا تختخواب فلزی:
برای جلوگیری از ریزش آوار یا اجسام پرتابشده، بهتر است از میزهای چوبی یا فلزی محکم استفاده شود.
چگونه در میانه جنگ ذهنمان را آرام کنیم؟
آرامش روانی در بحران، مثل اکسیژن در آتش است. اگر ذهن را آرام نکنیم، ترس، خشم یا ناامیدی میتواند ما را به تصمیمات نادرست بکشاند. در ادامه چندین راهکار موثر برای ایجاد آرامش ذهنی را بازگو خواهیم کرد:
1) تنفس آگاهانه:
چند نفس عمیق بکشید؛ دم را چهار شماره بشمارید، پنج شماره نگه دارید، و شش شماره بازدم کنید. این تمرین ذهن را آرام میکند و بدن را از حالت «وحشت» خارج میسازد.
2) تکرار جملات مثبت:
به عنوان مثال میتوانید از عبارتهای : «من قویام»، «این بحران میگذرد»، یا «ما از این عبور میکنیم» استفاده کنید. تکرار این جملات، مغز را به سوی امید سوق میدهد.
3) حفظ ارتباط با عزیزان:
اگر اینترنت یا تلفن در دسترس است، ارتباط با خانواده و دوستان را حفظ کنید. همین تماسهای کوتاه میتوانند اثر آرامبخشی قوی داشته باشند.
در زمان جنگ و بعد از آن با کودکان چگونه رفتار کنیم؟
کودکان در زمان جنگ و بحران، بیشتر از بزرگترها دچار ترس، سردرگمی و اضطراب میشوند؛ چراکه درک کاملی از شرایط ندارند و احساس امنیتشان بهشدت وابسته به رفتار و واکنش والدین است. اگر پدر یا مادر یا مراقب کودکی هستید، نقش شما در این لحظات بحرانی بسیار حیاتی است. آرامش دادن، انتقال حس امنیت، و محافظت روانی از کودک باید همزمان با مراقبتهای فیزیکی انجام شود. در ادامه، نکاتی کاربردی برای حفظ سلامت روان و امنیت کودکان در زمان جنگ آوردهایم:
1) درباره واقعیت با زبان کودکانه صحبت کنید: لازم نیست همه چیز را بگویید، اما دروغ نگویید. با زبان ساده توضیح دهید که اتفاقی افتاده و شما کنارش هستید تا از او مراقبت کنید.
2) اجازه دهید احساساتشان را بیان کنند: ممکن است کودک از خوابیدن بترسد یا دچار کابوس شود. اجازه دهید حرف بزند، نقاشی بکشد یا احساساتش را در قالب بازی تخلیه کند.
3) مراقب رفتار خودتان باشید: رفتار بزرگترها، الگوی اصلی کودک است. آرامش، صبر و محبت شما بیشتر از هر حرفی به کودک امنیت میدهد.
بهترین دعا برای آرامش در جنگ و شرایط سخت:
در شرایط سختی مثل جنگ یا بحرانهای شدید، دعاهایی که آرامش قلب و قدرت ذهنی میدهند میتوانند بسیار مؤثر باشند. در ادامه چند آیۀ قرآنی بسیار آرامشبخش و مناسب برای زمان جنگ، ترس و شرایط سخت را بازگو خواهیم کرد. این آیات به ما یادآوری میکنند که خداوند همواره همراه بندگانش هست، حتی در تاریکترین و پراضطرابترین لحظات:
1) سوره توبه، آیه ۴۰ ﴿لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا﴾
ترجمه: «اندوهگین مباش، همانا خدا با ماست.»
2) سوره انشراح، آیات ۵ و ۶ ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾
ترجمه: «قطعاً با سختی، آسانی است. بیگمان با سختی، آسانی خواهد آمد.»
3) سوره بقره، آیه ۲۸۶ (بخش پایانی) ﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا﴾
ترجمه: «خدا هیچکس را جز به اندازه توانش تکلیف نمیکند.»
4) سوره رعد، آیه ۲۸ ﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾
ترجمه: «آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرند.»
5) سوره آلعمران، آیه ۱۷۳﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ﴾
ترجمه: «خدا ما را کافی است و نیکو وکیلی است.»
نقش ارتباطات اجتماعی پس از جنگ:
انسان موجودی اجتماعی است و بدون ارتباط با دیگران، بازسازی زندگی پس از جنگ تقریباً غیرممکن میشود. پس از پشت سر گذاشتن دوران بحران، انزوا میتواند دردها را عمیقتر و احساس ناامیدی را تشدید کند. در حالی که ارتباط با دیگران، چه در سطح دوستان و خانواده، چه در سطح جامعه، نقش مهمی در التیام زخمهای روانی و بازگشت به زندگی عادی دارد. بازگشت تدریجی به جامعه، شنیدن تجربههای مشابه، دریافت حمایت عاطفی و حتی کمکهای مالی یا شغلی از شبکههای انسانی میتواند مسیر بهبود را هموارتر کند. در ادامه مهمترین جنبههای ارتباطات اجتماعی در دوران پس از جنگ را میخوانید:
1) بازسازی حمایتهای عاطفی:
صحبت با افرادی که تجربهی مشابه داشتهاند، شنیدن و شنیده شدن، به بهبود حال روحی کمک زیادی میکند. این تبادل عاطفی، حس تنهایی را کم و امید به زندگی را بیشتر میکند.
2) پیوستن به گروههای محلی یا انجمنهای حمایتی:
در بسیاری از مناطق جنگزده، گروههایی برای حمایت از آسیبدیدگان شکل میگیرد. عضویت در این گروهها، علاوه بر دریافت اطلاعات و منابع، باعث ایجاد حس تعلق و امنیت روانی میشود.
3) بازگشت تدریجی به تعاملات اجتماعی:
شاید در ابتدا سخت باشد، اما حضور در جمعهای خانوادگی، دیدار با دوستان قدیمی یا شرکت در مراسمهای اجتماعی کوچک، قدم مهمی برای بازیابی نشاط زندگی است.
4) ایجاد گفتگوهای سازنده در خانواده:
پس از بحران، خانوادهها نیاز به بازسازی رابطههای درونی دارند. گفتوگو دربارۀ احساسات، خاطرات سخت و حتی اهداف آینده، به بهبود روحیه جمعی کمک میکند.
5) استفاده از مشاوره یا حمایت روانشناختی گروهی:
رواندرمانیهای گروهی یا جلسات مشاوره خانوادگی میتوانند هم به ارتقاء کیفیت ارتباطات کمک کنند و هم از بار روانی جنگ بکاهند.
بعد از جنگ: چگونه به زندگی بازگردیم؟
پایان جنگ بهمعنای شروع فصل جدیدی از زندگی است؛ فصلی که در آن باید آرامآرام زخمهای گذشته را التیام دهیم، نظم و ثبات را به زندگی بازگردانیم و به بازسازی جسمی، روانی و اجتماعی خود بپردازیم. این مرحله معمولاً چالشهای بزرگی دارد، چون علاوه بر خسارتهای مادی، بسیاری از افراد دچار اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی میشوند. اما با گامهای صحیح و تدریجی میتوان به زندگی عادی و حتی بهتر از گذشته رسید.
ساختاردهی به روزها:
وقتی زندگی در جنگ پر از ناامنی و آشفتگی است، برقراری یک برنامه منظم روزانه میتواند حس کنترل و امید را بازگرداند. این برنامه لازم نیست پیچیده باشد؛ تعیین زمان مشخص برای خوردن غذا، استراحت، انجام کارهای شخصی یا حتی سرگرمیهای ساده مثل مطالعه و ورزش، به روان کمک میکند تا از حالت اضطراب بیرون بیاید و به روال عادی نزدیک شود.
مراجعه به روانشناس یا مشاور:
تجربه جنگ باعث بروز آسیبهای روانی عمیقی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی و اضطراب میشود که ممکن است مدتها بعد هم ادامه داشته باشند. کمک گرفتن از متخصصان روانشناسی و مشاوره میتواند راهی برای درک بهتر احساسات و مدیریت آنها باشد. این حمایتها به بازسازی اعتماد به نفس و آرامش ذهنی کمک میکنند و روند بهبود را تسریع مینمایند.
بازسازی فضای زندگی:
بازسازی محیط فیزیکی، حتی به صورت تدریجی و در مقیاس کوچک، تاثیر بزرگی روی حس امنیت و کنترل افراد دارد. ممکن است خانه یا محل زندگی آسیب دیده باشد، اما هر قدم کوچک مثل جمعآوری و مرتبکردن وسایل، رنگآمیزی دیوارها یا تعمیرات جزئی، به ما حس پیشرفت و بازسازی میدهد. این اقدامات علاوه بر بهبود ظاهر محیط، به ترمیم روانی کمک میکنند.
هدفگذاری مجدد:
جنگ ممکن است باعث شود بسیاری از اهداف قبلی زندگی تغییر کنند یا غیرقابل دستیابی شوند. تعیین هدفهای جدید، هرچند کوچک، مانند یادگیری مهارتی تازه، آغاز کار داوطلبانه، یا شرکت در کلاسهای آموزشی، به فرد انگیزه و جهت میدهد. داشتن اهداف مشخص و ملموس به تدریج احساس معنا و امید را به زندگی بازمیگرداند.
جمعبندی
جنگ پایان دنیا نیست، اما بخشی از دنیای بسیاری از مردم بوده و هست. مهمترین نکته این است که بدانید چه در لحظات بحرانی، و چه پس از آن، شما میتوانید مسیر زندگیتان را به سمت تعادل و امید بازگردانید. با برنامهریزی، حمایت عاطفی، و صبر، حتی ویرانیها هم میتوانند مقدمۀ ساختنی نو باشند.