داستان باور نکردنی یک رویا …

3.8/5 - (6 امتیاز)

داستان باور نکردنی یک رویا …

داستان باور نکردنی یک رویا

یه چیزی میخوام بگم
یه روزی یه عبارتی خوندم که زندگی منو تغییر داد
اونم وقتی که توی یک ظرفشویی رستوران کار میکردم .
اون جمله این بود .
بعد از مرگ اونی که هستی با اونی که میتونستی بشی با هم دیدار میکنن .
دیداری که برای خیلی ها درد داره

یه لحظه به خودم گفتم محمد نکنه تو هم میتونی جزو پولدارها باشی

خیلی از ثروتمندان دنیا که از اول اینقدر پول نداشتن !

پس برای گام اول شروع کردم به مطالعه درباره سرگذشت آدم های موفق و پولدار…

 

 

 

لینک ویدئو در اینستاگرام

instagram.com/p/CQ6XV1vrv62

3.8/5 - (6 امتیاز)
دیدگاه کاربران
  • شیرین رفعتی ۳۱ مرد ۱۴۰۰

    سلام استاد شما بی نظیر هستین از وقتی که با شما اشنا شدم ،اول زندگیم از نابودی نجات دادم بعد با مقدارکمی پول لباس فروشی از توی خونه شروع کردم ،استاد هزینه کلاس شما رو قرض کردم vipو معجزه را شرکت کردم الحمدالله تونستم از فروش لباس ها با درامدی که به دست اوردم قرضم را بدم ،واقعا خیلی خوشحالم که با شما اشنا شدم ،انقدر به خودم امیدوارم که با گوش دادن به حرف های قشنگ شما پولدار خواهم شد ،استاد من برای این که باورهام عوض کنم عجله ای ندارم که زود ویس های معجزه گوش کنم ،من هر ویس اولیه شما رو ۱۰ با هم بیشتر گوش کردم ونوشتم ،از این که خودم ادم مفیدی میدونم به شما وخودم که تونستم تغییر کنم افتخار میکنم ،استاد من موفق به ثبت نام کتاب فراتراز من نمیشم ،کتاب شما توی کتاب فروشی ها هم هست ،؟ مرسی که هستین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *