وبسایت رسمی استاد محمد بصیری

تعریف مدیریت و رهبری

رای post

مدیریت و رهبریتعریف مدیریت و رهبری

از ابتدای خلقت همواره جنگی بین انسان ها بوده تا قدرت را به دست بگیرند و بر دیگران غلبه کنند. قدرت طلبی حسی بوده که همیشه در وجود همه انسان ها بوده و هر فرد به نوعی این حس را کنترل می کند و حتی در بعضی افراد این حس بر انسان غلبه می کند و باعث اتفاقات زیادی می شود. کنترل کردن این نوع از احساسات، موضوعی در قالب روانشناسی است که اگر انسان ها بتوانند به خوبی این حس را شناسایی کنند، باعث پیشرفت در برخی از جنبه های زندگی می شود که بیان این مورد بیش از این در این مقال نمی گنجد.

تاریخ تمام کشور ها پر از جنگ هایی است که برای کسب قدرت انجام شده و در این جنگ ها هزاران فرد بی گناه کشته شدند و چون خودشان را از دست دادند، حتی در زمان معاصر هم جنگ ها و کشتار های فراوانی صورت می گیرد.

تنها بر سر حسی به نام «قدرت»

موضوع قدرت چیزی بوده که حتی در بین دیگر موجودات خلقت هم شهود بوده است، قدرت حسی است، متعادل بودن در برخی افراد باعث می شود تا اعتماد به نفس در افراد افزایش یابد.

قدرت حسی است که گاهی از طریق کسب مهارتی خاص، برتری در کاری نسبت به سایرین، کسب مقامی در قالب مدیریت و یا حتی بزرگ تر بودن از لحاظ سنی و گاها احساس برتری از لحاظ نیروی جسمانی و … ایجاد شود.

قدرت می تواند باعث ایجاد ظلم و ظلم ستیزی شود، از گذشته های دور هر جا مظلومی دیده شده، قطعا ظالمی وجود داشته که قدرت را در دست گرفته است. داشتن حس قدرت اگر به درستی کنترل شود و در درون افرادی که تیپ شخصیتی مدیریتی یا به اصطلاح ESTJ هستند رشد کند می تواند باعث پیشرفت های چشم گیر در زمینه مدیریتی و راهبری شود.

در واقع ۱۶ تیپ شخصیتی وجود دارد که در تست های روانشناسی مختلفی می توان تیپ شخصیتی هر فرد را شناسایی کرد.

مدیریت

در کشور های بزرگ و مدرن امروزی با استفاده از همین تست ها، حس قدرت و مدیریت و رهبری را در هر فرد شناسایی می کنند تا بتوانند به درستی از استعداد های هر فرد در راستای رسالت شخصی آن افراد استفاده کنند.

قطعا فردی که مدیریت و رهبری جزئی از تیپ شخصیتی و وجودی او باشد، می تواند شرکتی تازه تاسیس و نوپا را به سازمانی بزرگ و جهانی تبدیل کند.

امروزه افرادی که تیپ شخصیتی ESTJ دارند، به عنوان مدیر، مسئول به انجام رساندن امور ارگان های بزرگ به کار گماشته می شوند. این افراد خصوصیاتی از جمله ساماندهی بالا دارند و سریعا برای به اجرا رساندن تصمیمات خودشان دست به کار می شوند.

مدیریت

در وهله اول هر فرد بعد از شنیدن نام مدیریت، تصویری از کار هایی ساده چون امر و نهی کردن، رفتن به جلسه کاری ساده و زدن امضا و کار هایی از این قبیل نقش می بندد. بر خلاف تصور عموم با وجود نام با پرستیژ و به اصطلاح دهان پر کن، مدیریت کار هایی سخت و دشوار و مسئولیتی بسیار سنگین در پی دارد.

مدیریت مجموعه با اموری از جلسه مباحث مدیریتی چند گانه، اصول برنامه ریزی کوتاه مدت، ساماندهی به امور کلی شرکت، آینده نگری، منسوب کردن افراد با توجه به تیپ شخصیتی آن ها در جایگاه مناسب، آشنایی با مباحث روانشناسی همچون زبان بدن، انگیزه دادن و … آشنا و مسلط باشد.

استرس هایی که مدیر یک مجموعه در برخورد با مشکلات، گفت و گو های کاری، عقد قرارداد ها و … تحمل می کند، بسیار طاقت فرساست و تمامی این موارد و خیلی از موارد دیگر از سختی و مشقات شغل پر استرس مدیریت است.

معمولا در کنار نام مدیریت، عبارت رهبری هم به چشم می خورد ولی این دو تفاوت هایی با هم دارند. رهبر آینده نگری بیشتری دارد، برنامه ریزی بلند مدت را انجام می دهد و برنامه ریزی کوتاه مدت را به دست مدیر می سپارد، مدیران افرادی هستند با خصوصیات مدیریتی از جمله کنترل افراد، توانایی تفسیر به موقع، مدیریت بحران و … .

رهبر فردی است که سعی می کند با ایجاد خصایصی مثبت و هوش رهبری خودش مسیری را ایجاد می کند تا افراد به میل و اختیار خودشون به دنبال آن در مسیر پیش بروند.

تفاوت مدیریت و رهبری

یکی از مهم ترین تفاوت های رهبری و مدیریت این است که مدیر لایق استخدام می شود تا قدرت را به دست بگیرد و بتواند به راحتی سایرین را کنترل کند، اما رهبر را خود افراد انتخاب می کنند تا مسیر او را ادامه دهند، به همین دلیل احترامی که برای رهبر قائلند همیشگی هست.

همه افراد در هر سمتی تنها با رشد شخصی می توانند خود را در جایگاه فعلی رشد دهند، قطعا اگر فردی قصد پیشرفت در موضوعی را داشته باشد، می بایست زمانی برای کسب اطلاعات و افزایش علم و آگاهی در آن زمینه صرف کند تا بتواند در آن زمینه ارتقا یابد.

رشد شخصی برای همه افراد همواره جزو واجبات بوده و هر فرد برای ارتقا سطح کیفی زندگی می بایست پیوسته به دنبال کسب علم و آگاهی باشد.

زمانی یک مدیر می تواند در جایگاه فعلیش در قالب مدیریت ارتقا یابد که با کارمندانش رابطه خوبی داشته باشد.

به نظر شما چه زمانی یک مدیر می تواند با کارمندانش رابطه خوبی برقرار کند؟

جواب: زمانی که همانند یک رهبر عمل کند، در واقع همانند یک رهبر با اعمالش باعث می شود که افراد و کارکنانش همواره پیرو مسیر مدیریتی او باشند، به جای محکوم کردن دیگران در قالب مدیریتی بهتر است همانند یک رهبر سعی در درک انسان ها داشته باشد.

انتقاد همیشه امری بیهوده بوده چون باعث می شود که افراد در مقابل این امر در صدد دفاع از خود برآیند. مهم ترین فاکتور یک رهبر این است که کاری کند تا افراد خودشان تمایل و علاقه به انجام دادن امور داشته باشند و بد ترین خصوصیتی که یک رهبر می تواند داشته باشد، نبود حس همدردی است.

در مقابل مهم ترین وظیفه مدیر، تصمیمات اوست. یک تصمیم درست در سمت مدیریتی همانطور که می تواند باعث ایجاد موقعیت هایی عالی برای پیشرفت و سود هنگفت شود، می تواند در کسری از ثانبه باعث ورشکستگی آن شرکت شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *